فرش مناسب هرمحیطی چیست؟

رابطه خصوصیات محیط با طرح و نقشه فرش:
پیش از هر توصیه اى در این زمینه یادآورى این مطلب خالى از لطف نیست که معمولاً فرش هاى دستباف اکثر شهرهاى ایران در سه قالب اصلى به لحاظ طرح بافته مى شوند که عبارت اند از لچک ترنج- خشتى و افشان که در میان آنها لچک ترنج از قدیم مورد استقبال بیشترى قرار گرفته و اغلب فرش هایى را که شما در منازل یا در فرش فروشى ها مى بینید در همین طرح بافته شده اند. البته طرح هاى دیگرى نیز وجود دارند که در شهرهاى مختلف بر آن اساس بافته مى شوند. گبه ها، فرش هاى ترکمنى و غیره از این دسته اند. در فرش هاى لچک ترنج دار علاوه بر حاشیه اى پهن که دور تا دور فرش را احاطه کرده است، نقشى در قالب شکل هندسى دایره و یا بیضى در میان قرار گرفته که به آن ترنج مى گویند و در چهار گوشه داخلى حاشیه چهار نقش با فرم مثلثى قائم الزاویه که وتر آن خطى هلالى است وجود دارد که هر یک از این چهار نقش را هم لچک مى گویند.برخى از کارشناسان فرش ادعا مى کنند که طرح هاى اصلى فرش هاى ایرانى برگرفته از معمارى ساختمان هاى آن روزگار است. در نتیجه هنگامى که در ساختار خانه ها تغییرى اساسى ایجاد مى شده، طراحان فرش نیز از این تغییر تبعیت مى کرده اند. آنها بر این عقیده اند که طرح لچک ترنج فرش ها از طرح پردیس معمارى ساختمان هاى سده آخر دوره اشکانیان الهام گرفته است. این معمارى از فضاى اندرونى بیرونى تشکیل شده بود و در واقع فرش هاى لچک و ترنج دار نمادى از حیاط این ساختمان ها بوده اند. «لچک»ها باغچه هاى سبزیکارى چهار وجه حیاط و «ترنج» حوض میانى حیاط را یادآور مى شدند. گل هاى میان آنها نیز به گلکارى هاى گل محمدى حیاط اشاره مى کرده اند. پس از گذشت زمان و ایجاد تغییرات در معمارى و حذف حوض میانى و باغچه هاى سبزیکارى، طرح افشان فرش به وجود آمد. در این طرح دیگر اثرى از لچک و ترنج نبود و با حفظ همان حاشیه اصلى در فضاى میان حاشیه ها نقش هایى از انواع گل و ساقه و برگ دیده مى شدند.

Image result for decoration carpet

طرح هاى خشتى جمله دیگر طرح هاى فرش هاى ایرانى هستند که براساس آن تمام سطح داخلى مابین حاشیه ها به مستطیل هایى مساوى تقسیم شده و در داخل هر یک نقشه اى بافته مى شود که ممکن است این نقشه ها چندین بار در خشت هاى مختلف تکرار شود. البته عدم تکرار آنها نشانى بر مرغوبیت نقشه و ابتکار طراح است. این طرح در برخى از شهرها به گلستان نیز معروف است. امروزه طراحان نقشه هاى فرش با ابتکارات خود و براساس سلایق متقاضیان در همین قالب هاى اصلى به ارائه طرح هاى متفاوت و زیبا پرداخته اند که با توجه به نامشان ثبت شده است. مثلاً در فرش هاى تبریز نقشه هاى علیا، بهشتى، شیوا، بنام، تقى زاده، قلى نامى و بسیارى نقشه هاى دیگر وجود دارند که با توجه به نام طراحانشان نامگذارى شده اند و اگرچه به لحاظ طرح و رنگ با هم متفاوت هستند ولى همگى در قالب طرح اصلى لچک ترنج جاى مى گیرند. با توجه به تنوع موجود، دست براى انتخاب مناسب ترین فرش براى فضاى مورد نظر باز است.

– در فضایى با وسعت کم، پهن کردن فرش با نقش و نگارى فشرده و متراکم، به شلوغى فضا و در نهایت کوچکتر به نظر آمدن آن کمک مى کند.

– هنگامى که کفپوش ثابت فضاى مورد نظر شما طرح دار است فرشى با طرح هاى خلوت انتخاب کنید تا تعادل طرح و نقش در کف محیط حفظ شود. مثلاً در صورت امکان استفاده از گبه به لحاظ سبک دکوراسیونى محیط بهترین انتخاب براى روى کفپوش پارکت آن هم در فضاى مدرن گبه است.

– دکوراتورها همواره فرش هاى با طرح افشان را براى فضا هاى کوچک توصیه مى کنند.
-انتخاب فرش هاى لچک ترنج براى فضاى معمولى و نسبتاً بزرگ بسیار مناسب است ولى انتخاب فرش خشتى براى این قبیل مکان ها توصیه نمى شود زیرا سبب کوچکتر جلوه کردن محیط مى شود.

Related image

رنگ و انتخاب فرش: براى فضایى با وسعت کم، فرشى با ترکیب رنگى روشن انتخاب کنید. این مسئله در مورد مکان هاى با محدودیت نور کافى نیز توصیه مى شود. هر چه کف زمین روشن تر باشد فضا بزرگتر و نورانى تر جلوه مى کند. در ضمن به هنگام انتخاب رنگ فرش، به پالت رنگى موجود در فضا شامل رنگ دیوارها، پارچه روکش مبلمان، پرده ها و حتى رنگ چوب لوازم و از همه مهمتر رنگ کفپوش، توجه کنید. حفظ هماهنگى میان طرح و رنگ فرش انتخابى و دیگر عناصر یک فضا از جمله مهمترین موارد در انتخاب فرش مناسب است.

کاربرد محیط و فرش مناسب: این که فرش مورد نیاز در چه مکانى و با چه کاربردى پهن مى شود در انتخاب تعیین کننده است. مثلاً براى فضاهاى پر رفت وآمد مثل اتاق نشیمن و فضاى ورودى خانه، فرش هاى روشن و با بافت ظریف و به اصطلاح رج بالا انتخاب نکنید. اینگونه فرش ها در این مکان ها در معرض آسیب دیدگى بیشترى قرار مى گیرند.

سبک دکوراسیونى: انتخاب فرش نیز مانند انتخاب دیگر لوازم دکوراسیونى تابع رعایت قوانین سبک دکوراسیونى به کار رفته در محیط است. لذا پیش از خرید فرش به انتخاب نقشه اى مناسب با سبک دکوراسیونى فضاى خانه تان بیاندیشید.

پیشینه فرش فارس

فرش فارس را به نوعی می‌توان مادر فرش ایران نام نهاد.وجود قالیچه سنگی حجاری شده بر درگاه غربی تالار صد ستون تخت‌جمشید که اولین بار توسط تیلیا باستان‌شناس ایتالیایی مورد توجه قرار گرفت و مشابهت آن با قالی پازیریک و مشابهت هر دو با نقوش تخت‌جمشید و اساسا حجاری‌های دوران هخامنشی، وجود فرشبافی و اعتلای آن را در فارس آن دوران محقق می‌سازد.
مورخین یونانی همراه اسکندر مقدونی نیز، از فرش ارغوانی رنگی یاد می‌کنند که در قبر کورش در پاسارگاد گسترده بوده‌اند.

آنچه مشخص است، تاریخ مستند و تردیدناپذیر فرش فارس، از سده دوم هجری آغاز می‌شود. به استناد آن می‌توان دریافت که دستبافت‌های فارس در صدر اسلام و لااقل از قرن دوم هجری، به آن درجه از اعتبار و شهرت رسیده بود که از اقلام عمده باج و خراج و مالیات باشد و همراه زر و سیم، به خزانه خلفا راه یابد.در دوران پس از اسلام، قرن هشتم هجری را می‌توان روزگار عظمت فرشبافی فارس دانست. اعتلای فرشبافی فارس به آنجا رسیده بود که غازان‌خان، بافت فرش‌‌های کاخ خود در تبریز را به قالیبافان فارس سفارشداد.

در قرن نهم و دهم با آمدن طلایه‌داران قشقایی به فارس، هنر فرشبافی این خطه، رونقی تازه گرفت و این هنر، بیش از پیش، در مناطق ایل‌نشین تمرکز یافت. این تمرکز که تا زمان حاضر، کم و بیش ادامه یافته، ویژگی اساسی فرشبافی فارس است.

Image result for persian carpet

فرش فارس در بین دستبافت‌های ایرانی، از ویژگی‌های خاصی برخوردار است:

– بافت بسیار متراکم و مستحکم که محصول دارهای افقی است.

– شیرازه دو رنگ همزمان با بافت

– ذهنی بافی در طرح و نقشه

– رنگرزی گیاهی با استفاده از گیاهان رنگده بومی فارس

– استفاده از پشم مرغوب گوسفندان محلی فارس با توجه به چراگاه‌ها و مناطق جغرافیایی متفاوت

– دو پوده بودن بافت

– و…

این خصوصیات منحصر به فرد در دستبافت‌های فارس، در نهایت عامل ماندگاری آن در فرهنگ اصیل فرش ایران شده است.

اهمیت اقتصادی فرش فارس کمتر فرآورده‌ای یافت می‌گردد که در ارتباط با فعالیت‌های اقتصادی جامعه، گستره‌ای چون فرش وسیع و همه جانبه داشته باشد و این خود، نشانگر اهمیت اقتصادی این دستباف صد‌در‌صد هنری است.
فرش، مستقیم وغیر مستقیم، با سایر کوشش‌های اقتصادی در ارتباط است.
مهم‌ترین این موارد، عبارتند از:

الف) از لحاظ مواد اولیه فرش، با این افراد و مؤسسات: کشاورزان پنبه کار و افراد و مشاغلی که با ایشان سر وکار دارند، از جهت مصرف پنبه در نخ تار فرش. دامداران و افرادی که با ایشان در ارتباطند، از لحاظ تأمین پشم که ماده اولیه فرش است. فروشندگان مواد رنگدار و رنگزای طبیعی و مصنوعی اعم از داخلی و خارجی و در نتیجه در ارتباط با واردکنندگان و…

ب) از جهت کار، با این افراد و مؤسسات: کارخانجات پنبه پاک‌کنی، کارخانجات حلاجی پنبه و پشم یا افرادی که بطور دستی این کار را انجام می‌دهند، کارخانجات ریسندگی و تاب‌دهی نخ یا افرادی که دستی این کار را انجام می‌دهند، رنگرزان و عوامل آنها، نصب‌کنندگان دار، چله‌کش‌ها، بافندگان، استادکاران.

ج) از لحاظ معاملات وتجارت فرش با: تجار فرش داخلی، صادرکنندگان، بازاریابان، کارگران و کارمندان مؤسسات تجاری.
مؤسسات دولتی چون مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران، بانک‌ها، گمرکات، اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران.

بطور کلی فرش و صنایع جنبی آن، در به گردش در آوردن چرخ اقتصاد جامعه و ایجاد کار برای میلیون‌ها نفر از افراد ذیربط و نیز تقویت بنیه اقتصادی کشور از طریق افزایش سپرده‌های خارجی تامین ارز تأثیر بسزا و قابل توجهی دارد.

موزه‌ها، کلکسیونرها و پژوهش‌های فرش‌شناسی
فرش فارس، کالایی است هنری و دارای سابقه. همین دو خصوصیت، کافی است که کالایی را به موزه‌ها برساند و طرفداران خاص خود را پیدا کند. فرش فارس هم از این قاعده مستثنی نیست. نمونه‌هایی از زیباترین دستبافته‌های فارس را می‌توان در موزه‌های مختلف دید. از آن جمله: در ایران، موزه فرش ایران و موزه آستان قدس رضوی. و در دنیا، موزه ویکتوریا و آلبرت لندن، موزه یادمان دی‌یانگ در سانفراسیسکو، موزه بوداپست، موزه هنرهای اسلامی قاهره و جز آن.
مجموعه‌داران خصوصی مختلفی چون جرج برنز و دکتر سیاوش آزادی نیز، به گردآوری فرش فارس پرداخته‌اند.

به تبع این اهمیت، پژوهش‌های مختلفی نیز در خصوص معرفی و دسته‌بندی دستبافته‌های فارس انجام گرفته است که در این خصوص، باید از پژوهشگران ایرانی چون دکتر سیروس پرهام، دکتر پرویز تناولی، دکتر طاهر صباحی و دکتر سیاوش آزادی نام برد.
در میان پژوهشگران خارجی نیز باید از مامفورد آمریکایی، سیدنی چرچیل انگلیسی، مری ریپلی آمریکایی، هوبل آلمانی و سیسیل ادواردز نام برد.

Image result for persian rug

تاریخچه فرش ایرانی

زیراندازهای نخستین متشکل از پوست نرم حیوانات و الیاف نرم گیاهی و بوریا بود اما به دلیل گسترش جوامع اجتماعی و کاهش شکار، نیاز به تولید بیشتر زیراندازهای دست بافته روز به روز بیشتر شد و بافت این گونه زیراندازها تکامل یافت.
کاوشهای باستانشناسی نشان می‌دهد استفاده از بوریاهای بافته شده از نی‌های منطقه میان رودان، از هزاره چهارم و پنجم متداول بوده و بافت گلیم تا سده پانزده قبل از میلاد، به مرحله بالایی از تکامل رسیده است.

فرش ایرانی

کهن‌ترین دستبافته ای که باستان شناسان به آن دست یافته‌اند، قالیچه‌ای است که به علت دستیابی به آن در گور یخ زده یکی از فرمانروایان سکایی در دره ‌پازیریک در سیبری، به نام قالیچه پازیریک نامیده شده است. این فرش که به عنوان پوشش اسب به کار می‌رفته هم اکنون در موزه ارمیتاژ لنینگرادنگهداری می شود و صاحب نظران با توجه به نقشهای روی این قالی که شبیه نقوش اصیل هخامنشی است آن را ایرانی می‌دانند و بر این باورند که فرش پازیریک از دست بافته ی مادها و پارت‌ها (خراسان بزرگ قدیم) است رنگهای مورد استفاده در این قالی قرمزاخرایی، زرد، سبز کمرنگ و نارنجی است. تشابه نقوش سواران و مردان پیاده که در کنار اسبان خود راه می‌پیمایند، و جانواران بالدار در این قالی با نقوش تخت جمشید، درستی نظر این پژوهشگران را قویتر می‌سازد. صاحبنظران همچنین معتقدند بافت قالیچه‌ای با چنین ویژگیها، مستلزم دارا بودن پشتوانه‌ای فرهنگی و هنری در ارتباط با بافت فرش، کمینه برای چندین قرن خواهد بود و مبین این نکته است که در سده های متمادی، پیش از بافت فرش معروف پازیریک، این حرفه در فلات ایران رواج داشته و ایرانیان به رمز آن پی‌برده بودند.

گفتار مورخان نیز، حاکی از تایید همین نکته است. به طوری که گزنفون مورخ یونانی در کتاب خود موسوم به «سیرت کوروش» می‌گوید: «ایرانیان برای اینکه بسترشان نرم باشد، قالیچه زیر بستر خود می‌گستردند».این عبارت نشان دهنده آن است که قالیبافی در این زمان عمومیت داشته و در زندگی روزمره جایگاه خود را یافته و از ملزومات زندگی به شمارمی‌آمده است.

Image result for old carpet

قدمت فرش ایرانی

گرچه از دوران ساسانیان نمونه مشخصی موجود نیست، اما آن چنان که از قراین پیدا است، فرش ایران در دوران ساسانی، از شهرت و اعتبار جهانی برخوردار بوده است. چنان‌ که سالنامه چینی «سوئی سو» (sui-su) در این دوران از فرش پشمی ایران به عنوان کالای وارداتی به چین نام می‌برد. در ادبیات فارسی نیز، بارها فرش معروف “بهارستان” متعلق به خسروپرویز پادشاه ساسانی یاد شده است. اوصافی که از فرش بزرگ بهارستان آمده است، نشانه‌هایی از توان و برتری هنرمندان ایرانی و پیشتازی آنان درهنر فرش بافی است.

با ظهور دین اسلام و فروپاشی نظام پرشکوه ساسانیان، هنر فرشبافی که پیشتر توسط اشراف حمایت می‌شد دچار رکود شد و در پی آن ظهور سلسله‌های مختلف و عدم ثبات سیاسی در قلمرو پهناور ایران، توان رشد و نمورا از آن بازستاند. به ویژه آن که اعراب به تجملات زندگی توجهی نداشتند، و کاخهای رفیع برای در میان گرفتن آنان که به زندگی در صحرا و بیابان و آسمان پرستاره و چادرهای حصیری خو گرفته بودند، توان فرسا می‌نمود، و به منظور مبارزه با شرک و بت‌پرستی نقش پردازی ازانسان و حیوان را مکروه می‌دانست.

با پراکنده شدن هنرمندان در شهرهای دور و نزدیک، هنر فرشبافی بی‌نمودی آشکار، به بقای خود ادامه داد، اما این روند دیری نپایید و خلفای بین‌امیه و بنی‌عباس برخلاف خلفای گذشته، در تقلید از شاهان گذشته، به این هنر توجه کردند و موجبات شکوفایی این هنر را پدید آوردند. ذکر دویست خانه قالی در تاریخ بیهقی متعلق به نیمه اول قرن پنجم هجری در شرح هدایای ارسالی از خراسان توسط علی‌بن عیسی برای هارون الرشید، خود گواهی براین نکته است و اخبار و شواهدی که مورخان و جغرافی نگاران اسلامی از این و آن در کتب خود درج کرده‌اند، خود دلیل غیر قابل انکاری از وجود فرهنگ پیشرفته قالیبافی ایران است.

مولف «حدودالعالم» که در تاریخ ۸۱۲ م آن را به رشته تحریر درآورده به قالیبافی فارس اشارت دارد، و یک قرن بعد مقدسی به وجود قالیهای سجاده‌ای در اراضی مرتفع قائنات،اعتراف می‌کند.
یاقوت حموی (۱۱۷۹ میلادی، قرن ششم هجری) از وجود قالیبافی آذربایجان خبر می‌دهد، و ابن‌بطوطه جهانگرد عرب (۱۳۰۴ ـ ۱۳۷۸میلادی) در راه خود از خورموسی در خلیج فارس به اصفهان، هنگام بازدید از ایذه در منطقه بختیاری از فرش سبز رنگی از در جلو وی گسترانیدند یاد می‌کند.
ادبیات فارسی نیز از این نشانه‌ها خالی نیست. خاقانی شروانی شهرت قالیهای مرندی را در قرن ششم چنین بازگو می‌کند:

چون مرا سندس است و استبرق شاید ارقالی مرندی نیست
یورش قوم مغول آنچه را که دستاورد پادشاهان گذشته بود، نابود ساخت. آنان مردانی جنگجو بودند که دنیا را برپشت اسبانشان فتح کرده بودند و در مصافشان با دشمنان، زنانشان را همراه نمی‌بردند، و قالی که زاده دستان هنرمند زنان است، با حمله آنان، نه تنها به ایران راه پیدا نکرد، بلکه باعث شد تا کارگاههای کوچک بافت قالی نیز ازبین رفته و طراحان و نقاشان به نقاط دوردست و روستاهای دور افتاده بگریزند.

مغولها گرچه سرزمین ایران را فتح کردند، اما به سرعت مقهور فرهنگ غنی ایرانیان شده و به آن تن دادند. جانشینان مغولان با برخورداری از این فرهنگ، رفته‌رفته به ترمیم خرابیها همت گماشتند و هنرمندان را بزرگ داشته اکرام کردند و موجبات پیشرفت زمینه‌های هنری را فراهم آوردند. در اخبار آمده است که غازان خان اولین ایلخانی بود که به دین اسلام گروید و فرشهایی برای آرامگاه خالد ابن ولید سردار صدر اسلام به دمشق گسیل داشت. وی برای تزیین صحن کاخهای خود نیز قالیهایی از خطه فارس را فراهم آورد.

جانشینان تیموریان برخلاف اعقابشان افرادی هنر دوست و هنرپرور بودند و بعضی‌شان در برخی از رشته‌های هنر دست داشتند. آنان با بزرگداشت نقاشان و هنرمندانی چون بهزاد هراتی و ایجاد کانونهای هنری در اعتلای این هنرگامهای موثری برداشتند. نقاشیهایی که از دوره تیموری باقی مانده نشان دهنده علاقه شاهان تیموری به هنر فرشبافی است.
دوران صفوی عصر درخشان و پرشکوه احیای هنر در تمام زمینه‌هاست. نمونه‌های ارزنده موجود در موزه‌های مشهور جهان همچون قالی مشهوراردبیل که جهت مقبره شیخ صفی الدین اردبیلی جد بزرگ صفویان بافته شده و اکنون در موزه ویکتوریا و آلبرت نگهداری می شود، حاصل کارگاههای قالیبافی شاهی در این دوران بوده اند.

حمایت شاهان صفوی و ابراز علاقه آنان به این حرفه سبب شد تا صنعت فرشبافی از درجه یک پیشه و حرفه روستایی تا مقام یکی از هنرهای زیبا ارتقا یابد. شاه عباس در این مهم سهم به سزایی داشت، زیرا وی با تاسیس کارگاه قالیبافی در جوار کاخ های سلطنتی خود بین چهل ستون تا میدان شاه، بافندگان را مستقیماً زیر نظر داشت تا از کیفیت بافت و ظرافت آنها مطمئن شود. یادداشت های گردشگرانی چون تاورنیه، شاردن و رابرت شرلی تاییدی براین گفتار است.
ایجاد روابط تجاری با کشورهای اروپایی و ورود جهانگردان، گردشگران و سفرا به ایران، زمینه گسترش روابط فرهنگی، تجاری را با دیگر کشورهافراهم ساخت و استقبال از قالیهای نفیس ایرانی در اروپا براهمیت دستبافته ها ورونق سفارشها افزود.

از این زمان کاشان به واسطه مرغوبیت و ظرافت قالیهای تولیدی خود پذیرای سفارشات بسیار شد و تولید فرشهای زربفت که حاصل بافت با نخهای طلا و نقره بود، بنا به سفارش دربار لهستان بر رونق آن شهر افزود. این فرشها که بعدها به فرشهای لهستانی یا پولونزی Polonaisa معروف شدند، یادگارهای این دورانند و اکنون مایه فخر و مباهات موزه‌های مالک آنند.

شاه عباس با گردآوردن بهترین نقاشان و طراحان و بافندگان از سراسر کشور و تجمع آنها در کارگاههای سلطنتی، شاهکارهای بی‌مانندی را در هنر فرشبافی سبب شد و نقشهای قالی با الهام از نقوش نگارگری و تذهیب توسط هنرمندان دگرگون شد. با انقراض صفویان افول هنر فرشبافی نیز آغاز شد. تاخت و تاز افغانها در ایران، همه چیز را به ناگهان از بین برد و خاطره دردناک حمله مغولان را در اذهان همگان زنده کرد.

نادرشاه جهت حفظ انسجام و یک پارچگی کشور فرصت آن را نیافت تا به مسایل هنری بپردازد اما دوباره و رفته رفته با حفظ امنیت و آرامش ایجاد شده در سایه شجاعت و دلاوری ایرانیان، هنری که در خفا به حیاتش ادامه می‌داد در دوره زندیه اعتبار بیشتری یافت و مورد توجه فرمانروایان قرار گرفت.

در دوره قاجاریه نیز با رونق بازارهای اروپا که از دوره صفویه آغاز شده بود و در طی قرون متمادی افت و خیز فراوانی را پشت سر نهاده بود، سیر عادی خود را در پیش گرفت. بازرگانان تبریزی به تاسیس کارگاههای فراوان قالیبافی نه تنها در تبریز بلکه در کرمان، مشهد، کاشان و سایر شهرهای ایران همت گماشته و قالیهای بافته شده از طریق استانبول به اروپا راه می‌یافتند.

با رونق روزافزون بازار فرش ایران بازرگانان خارجی خود به فکر سرمایه گذاری در ایران افتادند و با ایجاد کارگاههای بافت قالی در شهرهایی مانند کاشان، اراک و کرمان، هدایت این هنر و صنعت را به عهده گرفتند.
اکنون نیز فرش دستباف ایران در گذر سال ها و قرن ها و بلکه هزاره ها با تکیه بر اصالتهای گذشته، هنرمندی ایرانیان، خلاقیت تولید کنندگان و پیشینه پر افتخار خود همچنان راه کمال را می پیماید و در تمامی کره خاکd شهرتی بی مانند دارد.